منو
×
شناسه خبر: 26319
۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ساعت: ۱۱:۴۰

ادامه سقوط ارزش دلاری بورس؟ سماوی: باید تکلیف ریسک‌‌های سیستماتیک معلوم شود

بورس

اقتصادنیوز: تحلیلگر بازار سرمایه معتقد است که کاهش ارزش دلاری بورس در روزهای اخیر بیش از آنکه ریشه بنیادی داشته باشد، ناشی از ریسک‌های ژئوپولیتیک و ابهام‌های برون‌زا است.

به گزارش هفت کریپتو و به نقل از اقتصادنیوز، در شرایطی که ارزش دلاری بازار سرمایه به سطوح نگران‌‌کننده‌‌ای سقوط کرده و فاصله معناداری با میانگین‌‌های تاریخی خود گرفته است، توجه سهامداران بیش از هر زمان دیگری به عوامل برون‌‌زا جلب شده است. ریسک‌‌های ژئوپولیتیک، ابهام در فضای سیاسی و تهدیدات سیستماتیک،
بازار سهام را در وضعیت تعلیق قرار داده و تصمیم‌‌گیری برای سرمایه‌‌گذاری را با عدم قطعیت جدی مواجه کرده است.

در همین رابطه، ابراهیم سماوی، تحلیلگر بازار سرمایه می‌گوید: «اثری که ریسک‌های ژئوپولیتیک و تهدیدات بر نظام اقتصادی می‌گذارد، باعث فلج شدن اقتصاد می‌شود. طبق آمارهای منتشر شده، کمترین گردش نقدینگی در صنایع و اصناف بخش واقعی اقتصاد را در ماه بهمن داشتیم که حتی از دوران جنگ 12 روزه نیز کمتر بوده است.»

مشروح گفتگو با ابراهیم سماوی می‌خوانید.

*****

*آقای سماوی! در معاملات این هفته، ارزش دلاری بورس بازهم کاهش یافت. این در حالی است که ارزش دلاری بورس در سال 99 به 400 میلیارد دلار رسیده بود و حتی شهریور ماه امسال هم حدودا 100 میلیارد دلار بود. به نظرتان ارزش دلاری بورس تا چه عددی سقوط می‌کند؟

مباحث ارزش‌گذاری بازار سرمایه در ایران به نسبت عرف است و حتی رئیس سازمان بورس نیز بارها به این مورد اشاره کرد که بازار سرمایه پتانسیل رشد ارزش بازار تا ۴۰۰ میلیارد دلار را دارد. رئیس سازمان بورس، علاوه بر رشد قیمتی به عرضه‌های اولیه‌ جدید نیز اشاره می‌کرد.

ارزش بازار سرمایه 100 تا 200 میلیارد دلار است

اگر ما آن داده ۴۰۰ میلیارد دلاری سال ۱۳۹۹ را به عنوان یک داده پرت در نظر بگیریم، در آن مقطع بحث نسبت قیمت به سود (P/E) و حباب قیمت‌ها بسیار زیاد بود. اما به طور متوسط، معمولاً در بازه‌هایی که بازار نوسان دارد و روند منطقی باشد، ارزش بازار بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ میلیارد دلار است. در شرایط معمول و نرمال هم، ما حداقل ارزش بازار ۲۰۰ میلیارد دلاری را می‌توانیم از بازار سرمایه انتظار داشته باشیم.

اما باید چند فاکتور را بررسی کنیم؛ نخست اینکه این ریزش شدید ارزش بازار و شاخص کل، از محدوده بیش از ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار واحد تا محدوده فعلی ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار واحد آیا علت بنیادی داشته است؟ یعنی آیا اتفاق خاصی در متغیرهای کلان اقتصادی یا متغیرهای خاص درون‌شرکتی رخ داده یا خیر؟ یا اینکه موضوع اصلاً یک متغیر برونزای اقتصادی بوده است؟ این تغییرات ناشی از یک متغیر برونزای اقتصادی و ریسک‌های ژئوپولیتیک بوده که فضای اقتصاد را به یک فضای بلاتکلیف و تعلیقی تبدیل کرده است.

در شرایط بحران فقط صندوق‌های درآمد ثابت بازدهی خاصی می‌دهند 

ابهام و تهدیدات وجود دارد، اما مشخص نیست که چه اتفاقی خواهد افتاد؛ آیا سایه جنگ به صورت کامل برداشته می‌شود، آیا فشارهای اقتصادی بیش از پیش می‌شود، یا اینکه جنگ به صورت محدود یا فرسایشی خواهد بود که حتی بخواهد بورس به تعطیلی بکشاند؟ با توجه به تجربه‌ای که در جنگ‌های گذشته داشتیم، دیدیم که در آن شرایط صرفاً صندوق‌های درآمد ثابت بازدهی خاصی می‌دهند، اما به دلیل عدم دسترسی به ابزارهای مالی برای فروش، با ریسک نقدشوندگی مواجه بودیم. بنابراین این کاهش ارزش، علتی فراتر از علت‌های بنیادی دارد که بخواهیم از مدل‌های ارزش‌گذاری بنیادی سابقه تاریخی به آن اشاره داشته باشیم و بخواهیم آن را تعمیم دهیم.

در صورت حذف ریسک‌های ژئوپولیتیک، شکی در این نیست که بازار سرمایه نسبت به بازارهای موازی جامانده است و نمونه آن همین بحث ارزش بازار است. وقتی ارزش بازار را به صورت دلاری مقایسه می‌کنیم، با وجود عرضه اولیه‌هایی که از سال ۱۳۹۹ به بعد داشتیم، شاهد این اختلاف فاحش هستیم؛ چرا که بازار هم از بازارهای موازی عقب مانده و هم خودش رشدی نداشته است.

اگر آن ۴۰۰ میلیارد دلار را به عنوان استثنا کنار بگذاریم، می‌توانیم در چرخه‌های زمانی بازار، کف ۱۰۰ میلیارد دلار، متوسط ۲۰۰ میلیارد دلار و سقف ۳۰۰ میلیارد دلار را متصور باشیم.

ابراهیم سماوی

چون این علت برونزا و به اصطلاح ریسک سیستماتیک، اصلاً قابلیت پیش‌بینی ندارد و هیچ‌کس نمی‌داند چه اتفاقی می‌افتد. مهم‌تر از همه این است که این اتفاق مسبوق به سابقه بوده و بحث ریسک نقدشوندگی و تهدیداتی که علیه برخی صنایع کلیدی مانند پتروشیمی وجود دارد، حتی فکر کردن به آن در ذهن سرمایه‌گذاران باعث می‌شود، بازار سرمایه مسیر نزولی خود را طی کند.

نمی‌توان کفی برای بازار قائل شد چرا که…

به همین دلیل نمی‌توان کفی برای بازار قائل شد، چرا که ریسک‌های ژئوپولیتیک و تهدیدات، قیمت دلار را به دلیل انتظارات تورمی و خروج سرمایه بالا می‌برند و از سوی دیگر، ترس را در بازار سرمایه افزایش می‌دهند؛ به ویژه در صنایعی که می‌توانند مورد تهدید قرار گیرند، چه به صورت نرم در بحث نرخ و صادرات و چه به صورت سخت که خود صنایع مورد اصابت قرار گیرند.

*در مورد ریسک‌های سیستماتیک صحبت کردید؛ در حال حاضر که در اوج این ریسک‌ها هستیم، آیا به نظر شما زمان مناسبی برای سهامداری است؟ و اگر کسی بخواهد سهامداری کند، در صورت رسیدن به شرایط ایده‌آل، چه میزان بازدهی را تجربه خواهد کرد؟

ما با 2 سناریوی کلی روبرو هستیم؛ نخست اینکه ریسک‌های سیستماتیک برداشته شود و به شرایط حدود سه ماه پیش بازگردیم. در این شرایط با توجه به اینکه بازار سرمایه حذف ارز ترجیحی را تجربه کرده است و این اصلاحات وجود دارد و رویکرد دولت نیز حمایت از بازار سرمایه بوده که منجر به فتح قله‌های جدید توسط شاخص شده بود، و مهم‌تر از همه اینکه بازار از تمام بازارهای موازی عقب مانده و بر اساس متدولوژی‌های ارزش‌گذاری مانند نسبت قیمت به سود (P/E) در محدوده‌های ارزنده قرار دارد، شاخص کل به راحتی می‌تواند به کانال ۴.۵ تا ۵ میلیون واحد برسد.

بورس زمانی به کانال 6 میلیون می‌رسد که…

البته قبلاً نیز به این اعداد رسیده بود و حتی می‌توانیم اعداد بالاتر از ۶ میلیون واحد را نیز متوقع باشیم، اما این صرفاً به شرطی است که ریسک سیستماتیک برداشته شود. از سمت دیگر، اگر موضوع مذکرات ایران و ایالات متحده پاسخ دهد و در کنار فروکش کردن تهدیدات جنگی، یک گشایش اقتصادی داشته باشیم، قطعاً بازار سرمایه بیش از پیش ارزنده خواهد شد.

اما تا زمانی که این ریسک‌ها ادامه‌دار باشد، در کوتاه‌مدت نسبت به بازار سرمایه خوش‌بین نیستیم. میان‌مدت و بلندمدت کاملاً به این عوامل وابسته است. پس این موضوع بستگی به اشتهای ریسک سرمایه‌گذار دارد. چون معیار، علمی نیست و کاملاً بستگی به اخبار و رویدادها دارد، به همین دلیل توصیه‌ای نمی‌توان داشت؛ صرفاً می‌توان گفت در کوتاه‌مدت خوش‌بین نیستیم اما در بلندمدت، به شرط رفع ریسک‌های سیستماتیک، بازار بسیار ارزنده است.

اثری که ریسک‌های ژئوپولیتیک و تهدیدات بر نظام اقتصادی می‌گذارد

*با توجه به اینکه به پایان سال نزدیک می‌شویم و عملکرد شرکت‌ها در سال جاری مشخص شده است، آیا سال آینده زمانی خواهد بود که سرمایه‌گذاران بتوانند با خیال راحت در مجامع شرکت‌ها حاضر شوند و به نیت دریافت سود نقدی مناسب، سهامداری کنند؟

اثری که ریسک‌های ژئوپولیتیک و تهدیدات بر نظام اقتصادی می‌گذارد، باعث فلج شدن اقتصاد می‌شود. طبق آمارهای منتشر شده، کمترین گردش نقدینگی در صنایع و اصناف بخش واقعی اقتصاد را در ماه بهمن داشتیم که حتی از دوران جنگ 12 روزه نیز کمتر بوده است.

علتش این است که اقتصاد ما در حالت تعلیق و بلاتکلیفی قرار دارد و بخش واقعی اقتصاد به حالت بقا رفته است. در این حالت، گردش مالی کسب‌وکارها کم شده و نیاز آن‌ها به سرمایه در گردش بیشتر می‌شود؛ مخصوصاً صنایع ریالی مانند دارو و غذا که بسیار محتاج سرمایه در گردش هستند.

هرچند پیش‌بینی می‌کنیم، سود خالص شرکت‌ها نسبت به دوره‌های گذشته رشد خوبی داشته باشد (به ویژه با حذف ارز ترجیحی و رشد شرکت‌های کامودیتی‌محور مانند پتروشیمی، پالایشی و فلزات اساسی)، اما برآورد می‌شود شرکت‌های کامودیتی‌محور که به بلوغ رسیده‌اند، همان سیاست‌های تقسیم سود سال‌های گذشته را در مجامع اتخاذ کنند.

پس سرمایه‌گذارانی که به دنبال دریافت سود تقسیمی هستند، می‌توانند روی این شرکت‌ها حساب کنند. اما در شرکت‌های ریالی مانند دارویی و غذایی به دلیل مشکلات سرمایه در گردش، خیلی نمی‌توان به سیاست‌های گذشته شان اتکا کرد. بنابراین به سرمایه‌گذاران توصیه می‌شود، برای فصل مجامع بیشتر بر روی شرکت‌های دلاری که در سه سال اخیر سیاست سود تقسیمی ثابت و معقولی داشته‌اند، تمرکز کنند.

بیشتر بخوانید:

speaker مهم‌ترین اخبار


اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

📊 خروج پول از صندوقهای رمزارزی
خروج پول از صندوقهای رمزارزی